علی صالحی مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان خوسف در یادداشتی نوشت: سفالگری در خوسف تنها یک حرفه یا شیوهای برای ساخت ظروف مورد نیاز زندگی روزمره نیست؛ بخشی از حافظه فرهنگی مردمی است که در طول نسلهای متمادی، دانش ساختن را از دل خاک آموختهاند و آن را با دستهای خود به نسل بعد سپردهاند. در میان ظرفیتهای فرهنگی و صنایعدستی شهرستان خوسف، سفالگری روستای مهدیه یا شاهزیله جایگاهی ویژه دارد؛ هنری که هنوز نفس میکشد، هنوز در کارگاه تولید میشود و هنوز میتوان ردپای دست هنرمند را بر بدنه هر ظرف آن مشاهده کرد.
آنچه سفالگری شاهزیله را ارزشمند میکند، صرفاً قدمت آن نیست؛ بلکه تداوم یک زنجیره کامل از دانش بومی است. در این شیوه، سفال از مرحله انتخاب و آمادهسازی خاک آغاز میشود و تا ساخت ظرف، آمادهسازی کوره و پخت نهایی ادامه پیدا میکند. به بیان دیگر، با یک مهارت منفرد مواجه نیستیم، بلکه با مجموعهای از دانستهها و تجربههای بههمپیوسته روبهرو هستیم که هر بخش آن حاصل سالها آزمون، تجربه و انتقال سینهبهسینه است.
میراث ناملموس دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. ارزش سفال شاهزیله تنها در کوزه، سبو، خمره یا قدحی که از کوره بیرون میآید خلاصه نمیشود؛ ارزش اصلی در دانشی است که پشت ساخت آن قرار دارد. دانستن اینکه خاک مناسب را چگونه باید انتخاب کرد، چگونه باید آن را آماده ساخت، چه میزان از مواد طبیعی را به گل افزود، چگونه ظرف را شکل داد، چگونه کوره را آماده کرد و در چه شرایطی سفال را پخت، بخشی از میراثی است که اگر انتقال نیابد، با از بین رفتن آخرین استادکاران، ممکن است برای همیشه از میان برود.
سفالگری سنتی شاهزیله از نمونههایی است که هنوز فاصله زیادی با تولید صنعتی دارد. استفاده از چرخ پایی، تولید بسیاری از ظروف بدون لعاب یا با لعابهای ساده و همچنین توجه به کاربردی بودن محصولات، نشان میدهد که این هنر در بستر نیازهای واقعی جامعه شکل گرفته است. اینجا سفال صرفاً برای زیبایی ساخته نمیشد؛ ظرفی بود برای نگهداری آب، ذخیره مواد غذایی، پخت نان، نگهداری محصولات و پاسخ به نیازهای روزمره خانواده.
همین پیوند با زندگی روزمره، یکی از مهمترین دلایل اهمیت سفال شاهزیله است. ظروفی مانند سبو، کوزه و خمره تنها اشیایی قدیمی نیستند؛ آنها روایتگر شیوه زندگی مردمانی هستند که رابطهای مستقیم با طبیعت، خاک، آب و اقلیم داشتهاند. در زمانی که بسیاری از نیازهای زندگی با امکانات ساده و مواد موجود در محیط پاسخ داده میشد، سفالگر با شناخت دقیق از ویژگیهای خاک و شرایط منطقه، محصولی میساخت که با زندگی مردم سازگار بود.
استفاده از خاک بومی منطقه نیز یکی از ویژگیهای مهم این هنر است. سفالگر سنتی برخلاف تولیدکننده صنعتی، مواد اولیه خود را از یک زنجیره پیچیده و دور از محل تولید تهیه نمیکند؛ بلکه بخشی از محیط پیرامون خود را به ماده اولیه اثر هنری تبدیل میکند. حتی استفاده از موادی مانند موی حیوانات، شن و کاه در برخی مراحل، نشاندهنده شناختی تجربی از ویژگیهای مواد و تلاش برای افزایش استحکام سفال و جلوگیری از ترکخوردگی آن است. این دانش شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما در واقع حاصل سالها تجربه و انتقال عملی میان نسلهاست.
یکی دیگر از جلوههای قابل توجه سفالگری شاهزیله، ساخت ظروف بزرگ به روش مفتولی یا فتیلهای است. این روش نشان میدهد که سفالگری سنتی صرفاً وابسته به ابزار نیست، بلکه بخش مهمی از آن به مهارت دست و شناخت هنرمند از ماده بازمیگردد. در اینجا دست هنرمند بخشی از ابزار تولید است و تجربه او تعیین میکند که گل چگونه شکل بگیرد و ظرف چگونه استحکام پیدا کند.
در چنین شرایطی، وجود کارگاه فعال سفالگری سنتی در شاهزیله اهمیت دوچندان پیدا میکند. زمانی که بسیاری از مشاغل و مهارتهای سنتی در معرض فراموشی قرار گرفتهاند، فعالیت یک استادکار و تداوم تولید سنتی میتواند به منزله حلقه اتصال گذشته و آینده عمل کند. استاد شاهبیگی که از شاگردان مرحوم استاد محمد زرگر بوده است، امروز ادامهدهنده مسیری است که پیش از او استادانی همچون مرحوم کربلایی حاجی زرگر و استاد محمد زرگر طی کردهاند. اهمیت این زنجیره در آن است که دانش سفالگری صرفاً در کتاب یا موزه باقی نمانده، بلکه همچنان در محیط کارگاه و در فرآیند واقعی تولید جریان دارد.
ثبت «مهارت سفالگری سنتی روستای شاهزیله» در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور در تاریخ ۶ دیماه ۱۳۹۵ با شماره ۱۳۲۰ نیز نشاندهنده اهمیت این دانش بومی است. با این حال، ثبت ملی یک مهارت را نباید پایان راه دانست. ثبت، زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که پس از آن، برنامهای برای استمرار، آموزش، معرفی، بازارسازی و حمایت از حاملان این میراث وجود داشته باشد.
اگر مهارت ثبت شود اما استادکار آن امکان ادامه فعالیت نداشته باشد یا نسل جدید انگیزهای برای یادگیری آن پیدا نکند، خطر گسست همچنان پابرجا خواهد بود.
از همین رو، حفاظت از سفالگری شاهزیله نباید تنها به نگهداری چند نمونه از ظروف در ویترین موزه محدود شود. این هنر زمانی زنده میماند که چرخ سفالگری همچنان بچرخد، خاک همچنان آماده شود، کوره همچنان روشن بماند و مهمتر از همه، شاگردی در کنار استاد بایستد و آنچه را که در هیچ کتابی بهطور کامل نوشته نشده، از طریق مشاهده و تجربه بیاموزد.
در این میان گردشگری فرهنگی نیز میتواند نقش مهمی ایفا کند. گردشگر امروز بیش از آنکه صرفاً به دنبال خرید یک محصول باشد، به دنبال تجربه و داستان پشت آن محصول است. دیدن فرآیند ساخت سفال، آشنایی با خاک منطقه، مشاهده کار با چرخ پایی و شنیدن روایت استادکار میتواند سفال شاهزیله را از یک کالای صنایعدستی به یک تجربه فرهنگی تبدیل کند. چنین رویکردی علاوه بر معرفی میراث منطقه، میتواند به ایجاد درآمد برای هنرمند و حفظ انگیزه اقتصادی برای ادامه این حرفه کمک کند.
تولیدات متنوع سفالگران شاهزیله، از سبو و قدح و خمره و کوزه گرفته تا تنور نان، گلدان، کاسه، قلک، قلیان، جادانی و تقار، خود گویای پیوند عمیق این هنر با زندگی مردم منطقه است. هر یک از این محصولات بخشی از نیازهای جامعهای را پاسخ میداده که بسیاری از ابزارهای مورد نیاز خود را با تکیه بر مواد اولیه محلی و مهارت استادکاران تولید میکرده است. بنابراین سفال شاهزیله را میتوان نه فقط به عنوان یک رشته صنایعدستی، بلکه به عنوان سندی از سبک زندگی، اقتصاد، محیط زیست و فرهنگ مردم منطقه مطالعه کرد.
سفالگری شاهزیله در نهایت یادآور یک حقیقت مهم درباره میراث فرهنگی است: میراث زمانی زنده است که مورد استفاده قرار گیرد و زمانی ماندگار میشود که انسانی برای آموختن و انسانی دیگر برای آموختنِ آن وجود داشته باشد. حفظ این هنر با ثبت یک شماره در فهرست میراث ناملموس به پایان نمیرسد؛ بلکه از همان نقطه آغاز میشود.
امروز سفالگری شاهزیله در نقطهای حساس قرار دارد؛ از یک سو میراثی ثبتشده، اصیل و برخوردار از دانش بومی ارزشمند است و از سوی دیگر، استمرار آن به حمایت، آموزش، معرفی و ایجاد بازار مناسب نیاز دارد. آینده این هنر را نمیتوان تنها در گذشته جستوجو کرد. باید کاری کرد که سفالگر امروز بتواند از هنر خود زندگی کند و جوان فردا نیز سفالگری را نه حرفهای فراموششده، بلکه مهارتی ارزشمند، هویتآفرین و دارای آینده ببیند.
سفال شاهزیله، در حقیقت، داستان خاکی است که به دست انسان شکل گرفته؛ داستان دانشی که از استاد به شاگرد رسیده و داستان میراثی که هنوز فرصت ادامه یافتن دارد. حفاظت واقعی از این میراث آن نیست که تنها ظرف ساختهشده را حفظ کنیم؛ باید دستهایی را حفظ کنیم که میدانند چگونه خاک را به سفال و سفال را به بخشی از هویت یک سرزمین تبدیل کنند.
انتهای پیام/

نظر شما